#گودبای_تهران_پارت_446
(به من اشاره کردو گفت: جواب این رفیق بدبختمو که بهش قول زندگی بهترو دادم چی بدم؟؟؟؟
سهیل حالش بد شد
منم دست خودم نبود فقط گریه میکردم
اون کاخی که واسه خودم ساخته بودم یک شبه فرو ریخت
نازی ادامه داد: میخوای منو ول کنی بری؟؟؟؟ سهیل من چیکار کنم؟ تهران که نمیتونم برگردم....من تموم پُلای پشت سرمو شکستم دیگه راهی واسه برگشت ندارم میخوای منو ول کنی بری نامرد؟
گریه نازنین شدید شد
رفتم سریع بغلش کردم تا پخش زمین نشه
سهیل که انگار یکم ترسیده بود گفت: من...من متاسفم نازنین....بخاطر همه چی متاسفم....ولی باید برم
بعد سریع رفت سمت ماشین
منو نازنینم دوییدیم سمت ماشین
سریع نشستو تموم درارو قفل کرد
محکم کوبیدم به شیشه و گفتم: کجا میری عوضی
دست خودم نبود....انقدر محکم میکوبیدم به شیشه ماشین که دستام از درد لمس شده بود
romangram.com | @romangram_com