#گودبای_تهران_پارت_444

حدودا بیست دقیقه ایی نشسته بودیم تو قهوه خونه

بعد بلند شدیمو اومدیم بیرون

رفتیم سمت ماشین

سهیل سرش تو صندوق بود

نازی گفت: سهیل چیکار میکنی

سهیل سرشو اورد بالا....طرز نگاهش دلسوزانه به نازی بود

بعد ی نفس عمیق کشیدو اخم کرد

کوله پشتی منو در اورد

پرت کرد رو زمین

متعجب شدیم

گفتم: چیکار میکنی؟

نازی با ترسو تعجب گفت: سهیل اینکارا چه معنی ایی میده؟

سهیل صندوقو بست اومد جلو


romangram.com | @romangram_com