#گودبای_تهران_پارت_443
نازی گفت: بخاطر ی عابر بانک اینکارو کرد
-میگم حالا چقدر توش پول بود؟
نازی : نمیدونم...شاید بالای چند میلیارد
-اووووووه شت.....سهیل بیچاره حق داشت...من بودم که میگرفتم سیاه کبودت میکردم
نازنین چپ چپ نگام کرد
چشمامو مظلوم کردمو گفتم : والاخب کم پولی نیست که
چایی رو واسمون اورد
نمیدونید که چه طعم خوبی داشت....سوز هوای سرد بیرون
با چایی گرم تو....ی حس خوبیو ایجاد کرده بود
گفتم: بنظرت امشب.....امیررضا چه احساسی داره؟ یا سیاوش
نازی دست گذاشت رو سرشو گفت: توروخدا ترنم نمیخوام بهشون فکرکنم....چون سرم تیر میکشه
چیزی نگفتم...
romangram.com | @romangram_com