#گودبای_تهران_پارت_431
امیررضا : ممنون
کامران که رفت گفتم: جانم امیررضا؟
به ساعت مچیش اشاره کردو گفت: باید برم نازنینو از ارایشگاه بیارم
به ساعتم نگاه کردم....چه زود گذشت
گفتم: باشه منم پشت سرت میام
+شما دیگه واسه چی؟
-ترنمم هست....من اونو میارم تا فیلمبردار گیر نده
امیررضا: اها باشه...پس بریم
سرمو تکون دادمو باهمدیگه از بین مهمونا رد شدیم
تقریبا همه مهمونا اومده بود
بین مهمونا احسانو دیدم
واسم دست تکون داد
با لبخند دستمو تکون دادم واسش
romangram.com | @romangram_com