#گودبای_تهران_پارت_415
نازنین لباس نامزدیش تو کاور رو دستاش بود....منمکه کوله پشتیم رو دوشم بود
حاضرو اماده از خونه خارج شدیمو رفتیم سوار ماشین امیررضا که خیلی وقت بود منتظرمون بود شدیم
وقتی رفتیم خونه امیررضا اینا
انقدر شلوغ بود که نگو....ی عالمه مهمون دعوت کرده بودن
ی عالم مرد که سیاوشم بینشون نشسته بود رو مبلا نشسته بودن
خانمام رو زمین
منو نازی وسایلامونو گذاشتیم تو اتاق امیررضاو اومدیم کنار مهمونا
پری جون گفت: خانوما اقایون اینم عروس گلم نازنین خانوممم
همه شروع کردن تبریک گفتنو سلام علیک کردن با نازنین
پری جون: این دختره خوشگلم که میبیند ترنم جون دوست نازنینه
با این حرفش سیاوش نگاهشو از رو فرش برداشتو ی نیم نگاهی بهمکرد
منم زیر سنگینی نگاهش با همه سلام علیک میکردم
romangram.com | @romangram_com