#گودبای_تهران_پارت_398

- ولی انگار الان نمیتونم احساساتمو کنترل کنم

لبخند زدم

- تاوان سنگینی پس میدی ترنم

با تعجب گفتم: ها؟

- اگه با این حرفات منو عاشق تر کنیو بعد بزاری بری مطمئن باش تاوان سنگینی پس میدی!



راستش با این حرفش یکم ترسیدم

فکر کنم پام برسه ترکیه تا صدها سال نوری دیگه ام بر نگردم خونه



اومدم جوابشو بدم که باز گوشیش زنگ خورد

کلافه گوشیو جواب داد گفت: جانم نازنین.....نزدیک تهران؟.....من خونه نیستم.....نمیدونم‌کی میام.....باشه مراقب خودت باش...فعلا

گوشیو که قطع کرد

از جام بلند شدم...


romangram.com | @romangram_com