#گودبای_تهران_پارت_396

+اها خب خب...اوممممممم ؛ نمیدونم تو ی چیزی بگو

طبق معمول ی سیگار روشن کرد گذاشت گوشه لبش....پاکتو گذاشت تو جیب کتشو ی کام حسابی از سیگار گرفت

خفمون کردی!

با صدای ارومو خیلی ملایم‌گفت: من دلم میخواد هرچه سریعتر عقدت کنم.....

+ چرا انقدر عجله داری حالا؟

- جای من نیستی که ببینی چقدر تعداد گرگای اطرافت زیاده

با ترس گفتم: توروخدا انقدر منو نترسون....باور کن هنوزم‌خواب اون شب لعنتی که حمید منو دزدیدو میبینم

زل زدم‌تو چشمامو گفت: می‌خوام ی سوال ازت بپرسمو...بی هیچ خجالتی بهم‌ جوابو بگو

ی تای ابرومو دادم بالاو گفتم: بپرس

سرشو اورد جلو اروم گفت: اونشب حمید...

فهمیدم چی میخواد بگه سریع پریدم وسط حرفشو گفتم: نه باورکن سر موقع رسیدی



چشماشو ریز کرد


romangram.com | @romangram_com