#گودبای_تهران_پارت_395

گفتم: باشه پس فردا میرم ارایشگاه خوبه؟

- خیلی هم عالی

لبخند زدمو به اطراف نگاه کردم

گوشی سیاوش زنگ خورد

ی دستشو از تو دستام کشید بیرون ولی با اون یکی سفت دستمو نگه داشت

جواب داد : چی میگی ،‌باز چیشده.......جدا؟......شماره منو بهش بده بگو خودم باهاش تماس میگیرم معاملرو جوش میدم......نمیخوام کامران چیزی بفهمه فهمیدی؟....خوبه

بعد گوشیو قطع کرد

گفتم: ی پروژه جدید داری؟

-ولش کن ، نمیخوام راجب کار حرف بزنم ....خب داشتیم از خودمون میگفتیم

+ نه چیزی نمیگفتیم

- خب پس ی چیزی بگو

گفتم: کارت خیلی خطرناکه نه؟

- گفتم‌نمیخوام راجب کار حرف بزنم توله


romangram.com | @romangram_com