#گودبای_تهران_پارت_367

امیررضا: نازی بیا بریم والیبال

- تو برو من نمیام

مردد گفت: باشه

رفت

منم رفتم لب ساحل بعد حوصلم سررفت رفتم پیش بچهاو والیبال بازی کردیم

انقدر درگیر بازی شدیم که همه چی یادمون رفت

درگیر بازی بودیم

که پری جون اومد گفت: بسته دیگه شماها خسته نشدین؟

علی: پری جون تو خسته نشدی انقدر تو ویلا بودی؟

پری جون: اره خوب حرفی زدی...پس جمعو جور کنید بریم دوری بزنیم

امیررضا: ای به چشممم

همه از خستگی نشستیم رو زمین

پری جون تو لیوانای پلاستیکی اب ریختو داد دستمون


romangram.com | @romangram_com