#گودبای_تهران_پارت_357
مردد به صفحه گوشی نگاه کردو گفت: یکم خجالت میکشم ازش....احساس میکنم الان با امیررضا راحتترم تا سهیل
گفتم: بیخیال بابا نازی.....سهیل از بچگی کنارت بوده....بیشتر از همه روش شناخت داریو باهاش خاطره داری
اروم گفت: باشه
بعد شروع کرد به شماره گرفتن
(نازنین)
شماره سهیلو گرفتم
خیلی میترسیدم....همش احساس میکنم سیاوش الان میاد تو تا میتونه کتکم میزنه
اروم باش دختر
اروم باش
سیاوش هیچینمیفهمه....این گوشیه ترنمِ
ی نفس عمیق کشیدمو گوشیو گذاشتم دم گوشم
بوق میخورد
romangram.com | @romangram_com