#گودبای_تهران_پارت_334
سپیده با لبخند گفت: اره خوب بود
پری جون اومد روبه نازنین گفت: عروس پس سیاوش کو؟
نازنین: نمیدونم داشت می اومد یهو غیبش زد ، احتمالا کاری براش پیش اومده
پری جون: اها ، پس منتظر میمونیم بیاد بعد شام می خوریم
نازنین: باشه
یهو تو همین حین کامیار عین جن خیار به دست پرید رو اپن نشست
دستمو گذاشتم رو قلبم گفتم: وای نمیری الهی
کامی: خوب خوشتون گذشتااا جوجوها
نازی: جوجو خودتی
کامی: نچ تویی
سپید با خنده گفت: کامی اذیت نکن بچه هارو
کامیار: باشه اصلا جوجو نی نیه سپیدس
چاقو میوه خوری رو به حالت تهدید گرفتم بهشو گفتم: هوی به اقا پسرمون نگو جوجو
romangram.com | @romangram_com