#گودبای_تهران_پارت_333

پامو که تو ویلا گذاشتم به همه سلام کردم

احسانو کامیارو علی تو سالن داشتن تلوزیون میدیدن

ی نگاه به احسان کردم که حواسش به من نبود

وقتی احسان هست بازم‌پشتم‌گرمه! ی داداش بزرگ مهربون

قیافه دلنشینی داره

سپیدو پری جونم تو اشپزخونه بودن

پری جون رو به ما سه تا گفت: دَدَر خوش گذشت بچه ها؟

امیررضا: اره خوب بود

نازنین الکی گفت: اره جاتون حسابی خالی

امیررضا: من میرم ی دوش میگیرم

نازی: باشه برو

امیررضا از پله های سالن رفت بالا

نازی به سپید گفت: به شما چی خوش گذشت؟


romangram.com | @romangram_com