#گودبای_تهران_پارت_326
یا حواسش بهم هست!
باید حتما بگرد دنبال ادمی که شخصیتش مثل اون باشه!....پووووف....ولی فکر نکنم عینش باشه!
سرمو برگردندم به نازنین نگاه کردم
چشمای قهوه ایی خوشرنگشو بسته بود!
نازنین اصلا شبیه سیاوش نبود....منکه مادرشو ندیدم ، شاید شبیه اون باشه
چقدر تو خواب ناز میشد!
اروم با دستم ی دسته از موهای خرماییشو که ریخته بود تو صورتش کنار زدم
شاید سفیدی پوستش به سیاوش رفته باشه!
بعد شام نازنین به هر بهانه ایی که بود منو سوار ماشین امیررضا کرد
سیاوشم چیزی نگفتو با ماشین خودش راه افتاد
نگاهمو از نازنین گرفتمو خیلی اتفاقی ماشین سیاوشو دیدم که دقیقا کنارمون داشت می اومد
با ی اخم عمیق که معلوم بود حسابی تو فکره به جلو نگاه میکرد
ی دستشم رو فرمون بود
romangram.com | @romangram_com