#گودبای_تهران_پارت_327



منو نازنین عقب نشسته بودیم

امیررضام تو حالو هوای خودش بود

ماشینا پشت چراغ قرمز وایسادن

جلوی امیررضا هیچ ماشینی نبود اما جلوی سیاوش ی پراید بود

همینم باعث شده بود که دقیقا جایگاه راننده تو ماشین سیاوش با صندلیای عقب ماشین امیررضا رو به روی هم قرار بگیرن

سیاوش حواسش به گوشیش بود

فرصت خوبی بود خوب براندازش کنم

خدایا؟ چرا انقدر بعضیارو جذاب می افرینی؟

موهای سیاهش....ابروهای خوش حالت سیاهش.....ته ریش سیاهش.....میون اون همه سیاهی چشمای سبز وحشیش چی‌میگن اخه؟! اره نازی جون سفیدی پوستت به سیاوش رفته! اینو مطمئنم!

سیاوش سرشو اورد بالا

نگاهشو از روبه رو برداشت.....به جلوی ماشین امیررضا نگاه کرد....کم کم نگاهش چرخیدو رومن استپ کرد

برعکس همه عاشقا سیاوش با دیدنم لبخند نزد....فقط اون اخمیو که داشت پررنگ تر کردو سرشو دوباره چپوند تو گوشیش


romangram.com | @romangram_com