#گودبای_تهران_پارت_315

اینو گفتو قش قش زد زیره خنده

ادامه داد گفت: البته اگه خوب باشی شایدم......بعد توام میرم سمت اون دختره به خدمت اونم میرسم بعد میفرسمش سفر قیامت...

همه این چرندیاتو وقتی که داشت عین گاو مش*روبو میخورد میگفت!

صورتم خیسه خیسه بود از گریه

خدایا یعنی تموم زندگی نحس من همین امشب تموم میشه؟

اصلا اگه اینجوری قرار بود تموم شه واسه چی منو افریدی؟

مامان کاش وقت میکردم واسه اخرین بار ببینمت...

نگاهه ترسناکی بهم کرد ، شیشه مش.ر*وب از دستش افتاد

تلو تلو خوران اومد سمتم



چشمام سیاهی میرفت

با زندگیم خداحافظی کردم...

چشمای حمید ، قفل مردمک چشمام بود...


romangram.com | @romangram_com