#گودبای_تهران_پارت_304

گفت: فکر نمیکردم انقدر باهوش باشی خانومی

جدی گفتم: جواب منو بده

جدی گفت: من نکشتمش ؛ اما میدونم کی اینکارو کرده!

بعد اجازه هیچ‌کاریو بهم ندادو محکم لب*اشو گذاشت رو لب*م

انقدر دا*غ و گر*م بود که داشتم خودمو میباختم!

شکه شدم شده بودم دستامو گذاشتم رو سینشو با فشار هولش دادم عقب!

با جیغ گفتم: احمق چیکااااار کردی؟؟



عصبی زل زد به چشمامو گفت: میبینی ترنم من هر کار دلم بخواد میکنم.....پس فکر نکن میتونی با لحن تهدید وار با من صحبت کنی

با استیانم لبامو پاک کردم و گفتم: ایشششش

با شیطنت و خ*ماری گفت: جووو*وون

نگاهمو با چشم غره ازش گرفتم!

ی سیگار روشن کرد واسه خودشو شروع کرد به راه افتادن.


romangram.com | @romangram_com