#گودبای_تهران_پارت_298

+نمیدونم از بس بین هَر*زه ها بودم که بنظرم موجودات کثیفین

-اها اونوقت تو خودت بین اونا ترویج پاکدامنی میکردی؟

خندید گفت: نه منم استفاده میکردم

-بنظرم مردایی مثل توام کثیفن!

چیزی نگفت انگار بهش برخورد...

بحثو پیچوندم گفتم: چرا هیچ وقت ازدواج نکردی؟

+ زندگی من طوری نبود که بتونم ی زنو توش راه بدم....کارم جوریه که ممکنه شبا ساعت ۳ بزنم از خونه بیرون...یا تازه برگردم خونه.....یا دو سه روز کلا پیدام نشه

وایسادم.....یکم جلوتر وایساد گفت: چرا وایسادی؟

رفتم جلوش....تو چشماش نگاه کردمو گفتم: تو ی قاچاقچیه کله گنده ایی درسته؟

ی پک از سیگارش گرفتو با اخم گفت: خب که چی؟

انقدر چشمای سبزش وقتی اخم‌میکرد سگدار میشد که ادم همون لحظه دستشویی لازم میشد!

گفتم: از کی فهمیدی دوسم داری؟؟

اخمش ملایم تر شد


romangram.com | @romangram_com