#گودبای_تهران_پارت_297

از حرفش بهم برخورد با اخم گفتم: چه ربطی داشت

+دخترای سیگاریی که دوره من بودن همشون هر**زه بودن

غلط کردم بابا همینم مونده بود بهم بگن ج**ه

گفتم: همینجا بشینیم؟

+نه جلوتر ی قهوه خونس بیا تا اونجا قدم بزنیم

تو دیدم هیچ قهوه خونه ایی نبود فکر کنم باید ی عالم راه بریم ولی با این حال پیاده روی و رو به هرچیز دیگه ایی ترجیح میدادم ،گفتم: باشه

شروع کردیم به قدم زدن



سکوت بینمون رو شکستمو گفتم : سیاوش

ملایم گفت :جانم

حس کردم یه چیزی تو سینم تکون خورد! به روی خودم نیاوردم ، گفتم: چرا بین این همه من؟!

ی نگاهه نسبتا عمیق بهم کردو گفت: اگه دست خودم بود که هیچ زنیو ادم حساب نمیکردم

با اخم‌گفتم: چرا مگه زنا چشونه؟


romangram.com | @romangram_com