#گودبای_تهران_پارت_284
-هیچی توروخدا نزن منو
نازی خندید گفت: اسمش چیه؟
-اسمش عشقه
نازی: تو ی دیقه خفشو
سپید خندید گفت: والا نمیدونم معلوم نیست
-اینو احسان شبا تا صبح میشینن به این موضوع فکر میکنن اخرم به نتیجه نمیرسن
نازی: اِ جدی؟
-جانه تو
نازی: حالا اون اسمی که دوست داری باشه چیه؟
سپیده لبخند زد گفت: شاید بزاریم سهیل
لبخند رو صورت نازی رنگ غم گرفت ولی با این حال خودشو کنترل کردو گفت: اها....امیدوارم ی پسره موفق درهمه موارد بشه!
سپیده: ممنونم عزیز دلم
یهو احسان صدا زد: سپیده نمیای بریم؟
romangram.com | @romangram_com