#گودبای_تهران_پارت_285

سپیده: اومدمم اومدم

-سپید کجا؟

سپیده: میریم ی دوری میزنیم

با چشمک گفتم: اهاااا عشق و حال دونفر باشععع

نازی اروم زد رو بازمو رو به سپیده گفت: خوش بگزرههه شدیدددد

سپیده: دخیا دوتاتون پاشید بریم اصن

نازی خندید گفت: ولش کن حرفای اینو عزیزم

سپیده چشمک زد گفت: اوکییی اوکییی

وقتی بلند شد دوتا اروم زدم به شکمشو گفتم: اهای پسر مراقب مامانی باااش

سپیده صدای پسر بچرو در اوردو گفت: چشممم خالههه ترنم

-آ قربون تو پسر

سپیده با لبخند گفت: بوس بوس بای

مام با خنده تماشاش کردیم تا رفت سوار ماشین شدنو رفتن


romangram.com | @romangram_com