#گودبای_تهران_پارت_283
اونم لبخند زد
+بچه هااااا
نازنین با خنده گفت: جووون؟
+خوب تنهایی عشق میکنینا
گفتم: خب توام بیا اینجا
سپیده با لبخند اومد نشست کنارمون
نازنین گفت: نی نی کی دنیا میاد
سپیده با لبخند دست گذاشت رو شکمشو گفت: ۴ ماه دیگه
نازنین لبخند زد گفت: پسره یا دختر
سپیده با زوق گفت: ی پسره کاکل زری
نازی: اخیییییی عزیززززززم
-عشق خالشه
سپیده: بله پس چی
romangram.com | @romangram_com