#گودبای_تهران_پارت_270

سیاوش با ی پوزخند به فرش خیره شده بود

امیررضا: بستنیه خیلی خوشمزس



گدا گشنه ی بستنی نخورده!

پووووف اعصاب نمیزارن واسه ادم که

این ویداو هستی ام کنار هم نشسته بودن گه گاهی ب من نگاه میکردن میخندیدن

اسکلا

بعد نمیدونم چقدر پری جون همه خانومارو احضار کرد اشپزخانه

منو نازی نشستیم شروع کردیم ب سالاد درست کردن

نازی اروم گفت: این دختره ویدا خیلی نچسبه

-برعکس شوهرش!

نازی: علی ماهه نسبت به این!

چیزی نگفتم


romangram.com | @romangram_com