#گودبای_تهران_پارت_269
ی جوری سرویس جهشی موجی میزد که ما همه اندر کف میموندیم
ویدا میمون خانم با نازنین احسان شروع کردن جیغ جیغ کردن
امیررضام که میومد واسه ما ادا در میاورد
به سیاوش نگاه کردم اونم یهو نگاهش افتاد به من ی لبخند حرص درار زد بعدش ی چشمک زد که خداروشکر کسی متوجه نشد
سرمو برگردوندم ، کارد میزدیم خونم در نمی اومد
خلاصه این که شرط بستنی رو باختیم
دنگی دونگی گذاشتیمو کامی رفت واسه همه بستنی گرفت
رفتیم تو ویلا
امیررضا: بههه بهههه عجب بستنی ایی ، داش احسااان میدونی چرا انقد خوشمزس؟
احسان: اره داداشششش چون مزه حرص خوردن عده ایی رو میدهههه
بعد همگی زدن زیر خنده
ویدا: چقدر تیریپ ادعا برداشته بودن
با حرص گفتم: د اخه از دست شماها که چیزی بر نمی اومد مگ همون که اقا سیاوش بیاد کمکتون
romangram.com | @romangram_com