#گودبای_تهران_پارت_255

امیدوارم دستت بشکنه



اومد حرفی بزنه که پری جون از اتاق اومد بیرون

سریع از حالت تدافعی خارج شدیم

من خودمو سرگرم یکار دیگه کردم

پری: اِ سیاوش جان اومدی؟ دستت درد نکنه که نون خریدی

سیاوش: وظیفم بود

پری: تا بقیه بیدار بشن معلوم نیست چقدر طول بکشه شما برو سره میز صبحانتو بخور

سیاوش: نه منتظر میمونم بیدار شن

پری: نه سیاوش جان شما برید صبحانتونو بخورید....ترنم جان توام بیا برو بیا برو عزیزم

+آ ن منم منتظر میمونم

خلاصه از ما انکار از پری جون اصرار!

تا اینکه بلاخره حریفمون شد


romangram.com | @romangram_com