#گودبای_تهران_پارت_254
سیاوشم اومد تو اشپزخونه از رو اپن پارچ ابو برداشت واسه خودش اب ریخت گفت: پری خانوم کجاست؟
+تو اتاقه داره با تلفن حرف میزنه
-چرا انقدر زود بیدار شدی
+نمیدونم خودت چرا نخوابیدی
-فکر ی توله نزاشت که من ی دقیقه چشمامو ببندم
از حرفاش فقط حرص میخوردم باید ی حرفی میزدم که اونم حرص بخوره
گفتم : اها خب منم فکر ی دلبر چشم آبی نزاشت بخوابم
اخم کرد گفت: ابی به چه درد میخوره ؛ الان سبز مده
گفتم: ایششش!! سبزم شد رنگ
گفت: دوست نداری؟
-نه
دماغمو کشیدو گفت: ولی من خیلی چشمای سیاهتو دوست دارم
اینو گفتو رفت
romangram.com | @romangram_com