#گودبای_تهران_پارت_253



-‌ از خودت تعریف میکنی توله؟



کُرک و پرم ریخت سریع برگشتم سمت صدا

یا خدا....این اینجا چیکار میکنه اینوقت صبح خواب نداره؟؟؟؟

+سَ...سَلام اقا سیاوش صبحتون بخیر

دستش سه تا نون سنگک داغ بود

اومد جلو با لبخند گفت: صبح توام بخیر عزیزم

با حرص گفتم: عزیزززم؟

به آنی لبخند قشنگش به اخم تبدیل شدو گفت: بله عزیزززم حالام لطف کن این نونُ از دست من بگیر



اسکلو ببنینا روی خوش به ما نیومده!

نون‌رو گرفتم بردم‌گذاشتم تو اشپزخونه


romangram.com | @romangram_com