#گودبای_تهران_پارت_247
چیزی نگفتم....نمیخواستم عصبی بشه....اگه تو این شرایط عصبی بشه و بزنه به سرش چیکار کنم؟
دوتا دستامو گرفت تو دستای گرمش...
مغزم فرمان نمیداد که باید چیکارکنم....خشکم زده بود
چشمای سبزش انقدر مهربون شد که انگار سیاوش پاکترین ادم دنیاست
چجوری ممکنه ی چشم انقدر حالت عوض کنه؟
نه به وقتایی که انقدر سگ دارو خشن میشه که ادم دستشویی لازم میشه نه به الان
حرفاش ولی برعکس قیافش آنچنان مهربون نبودن!
گفت:من به موقعش می تونم از حمید خطرناک تر بشم عزیزم! تو این دنیا هیچ جا واست امن نیست به جز آغو*ش من...! اولین زنی هستی که دلم بخاطرت لرزید....شاید گفتنه این حرفا از دهنه من خنده دار باشه اما من دارم تو جدیت تمام بهت میگم.....وقتی میخندی من میمیرمو زنده میشم...وقتایی که اخم میکنی با اینکه میدونم حریفم نمیشی اما نفسم حبس میشه
-ازم میترسی؟
خندید گفت:اره.....من از صدتا گنده لاتو قاچاقچی و ...نمیترسم ولی از تو میترسم
-تو اگه منو دوست داشتی اون شب که منو نازنین دیر اومدیم خونه اونقدر کتکم نمیزدی
romangram.com | @romangram_com