#گودبای_تهران_پارت_236

قوی باش ترنم

شوکه شدم از حرفش! این همون سیاوشه مغرورو عصبیه؟

با لبخند مصنوعی گفتم: میفهمید چی میگید اقا سیاوش؟

مصمم به نگاهه خیرش ادامه دادو گفت : اره خوب میفهمم که چی‌میگم....این حرفی بود که سالهاست تو دلم مونده بود.....میتونم بگم از همون روز اوله رفاقتت با نازنین...(صداشو آورد پایین)چشممو گرفتی



دیگه نون سوم شخصو گذاشتم کنارو گفتم: میفهمی چی داری میگی ؟ فکر کردی منم مثل اون دخترای احمق خام حرفات میشم؟ یا فکر کردی چون تنهام باید ی حرکتی روم پیاده کنی؟ها؟؟؟

عصبی شدم....چون اون میخواست منو بازیچه هوس هاش بکنه خصوصا که میدونه بی کَسو کارم

اونم عصبی شد گفت: اخه احمق من اگه تو فکر خام کردنت بودم این همه سال صبر میکردم؟

-اخییی عزیزززم اینهمه سال به عشق من سوختیو ساختی....ببین اقای سیاوش هرکسی ندونه من میدونم هر شب تو مهمونی هستیو هرشب گندکاری میکنی.....هرشب با ی دختری....من خودم خوب میشناسمت‌‌....احمق من اونیم که دخترت با گریه با من راجب کصافط کاری های تو دردو دل میکنه اونوقت تو میخوای منو خر کنی؟

اومد جواب بده که گوشیش زنگ خورد

با اعصاب خورد دکمه اتصالو زدو گفت: امیررضا جان دارم میام چند لحظه صبر کن.....باشه

گوشیو قطع کرد گفت: من باید برم منتظرمن




romangram.com | @romangram_com