#گودبای_تهران_پارت_237

-بهتر

با اخم گفت: نصف شب وقتی همه خوابن اروم میای همینجا تا بقیه حرفامونو بزنیم

-من حرفی برای گفتن ندارم

+اگه نیای من که باکی ندارم خودم شب میام جلوی چشمای نازنین میبرمت

چیزی نگفتم

چقدر عوضی میتونه باشه ی ادم؟

ی تک انداخت به گوشیمو گفت: شمارمو سیو داشته باش.....فعلا

سوار ماشینش شدو رفت

به همین راحتی شب قشنگمو تیره کرد

به همین راحتی تموم زندگیمو ریخت بهم....اخه من چقدر میتونم بدبخت باشم؟

قیافه نازنین جلوم مجسم شد

همه خل بازیامون همه خنده هامون از جلوی چشمام رد شد

گریم شدید شد


romangram.com | @romangram_com