#گودبای_تهران_پارت_194
کامی: تسلیم اقا تسلیم.....یاحق به امیده تو
ماشینو روشن کردو گاز داد.......!
بعد ی ربع بیست دقیقه رسیدیم سره قرار
-اون شاسی بلند مشکی ماشین سیاوشه
کامیار دقیقا پشتش ترمز کرد
احسان پیاده شد
از اونورم نازنینو سیاوش پیاده شدن
همگی مشغول سلام علیک شدیم
احسان سیاوشو بحرف گرفت
نازنین سریع پرید اومد پیش ما
با خنده از ماشین پیاده شدم
نازنین: دیوووونه کجاایی دلم براتتت تنگید
romangram.com | @romangram_com