#گودبای_تهران_پارت_193

بخشکه این شانس!

-هوم؟ باش بیا

جاهامونو عوض کردیم

من رفتم جلو کناره کامیار نشستم ، احسان عقب نشست

کامی: خب مسافرین عزیز همه نشستین؟

سپیده: اهوم بریم دیگه

کامی: مسافرین عزیز کمبرنداتون بستین؟

-اَاَاَاَاَ ولکن الان

کامی: نمیشه خانوم نمیشهههه ببند کمربندتو

سپیده: وای خدا باز شروع شد....کامی اسکل میشود!

احسان خندید گفت: کامی راه بیفت سیاوش منتظرمونه

کامی: خب مسافرین عزیز کَپتان کامیار هستم...

ایندفعه همه پریدیم وسط حرفشو گفتیم: کاااااااامی


romangram.com | @romangram_com