#گودبای_تهران_پارت_195

با خنده همدیگرو بغل کردیم گفتم: من هستم عوضی جان تونیستی

از هم جدا شدیم

چقدر خوشحال شدم دیدمش!

دلم براش تنگ شده بود حسابیی

-حالت خوبه؟ همه چی ردیفه

چشمک زد گفت: اره داداش غصه نخور

-خداروشکر

کامیارو سیپده ام از ماشین پیاده شدن

نازنین: سلام سپیده جون

سپیده: سلااااام عزیززم

نازنین: حالت خوبه خوشی؟

سپیده: قربونت برم تو خوبی؟

نازنین: فدات


romangram.com | @romangram_com