#گودبای_تهران_پارت_174
-شنیدم نیومده عاشقش شدی
به اطراف نگاه کردمو گفتم: سهیل توروخدا چرتو پرت نگو
ی تک خنده زدو گفت: اینا چیزایی بود که قبل از اینکه ترنم باهام حرف بزنه بهشون فکر میکردم
-پس همه چیو بهت گفت
+اره
-پس این چرندیات چیه تحویل من میدی جلبک؟
خندیدو گفت: نقشه شجاعانه ایی بود! خیلی حال کردم باهاش
-راستش سهیل...
+چیه باز چیشده؟
-حس میکنم دودل شدم.....چجوری سیاوشو بزارم اینجا برم؟
+بیخیال بابا نازنین فکر میکنی ما واسه همیشه میریم؟ نه بابا ی یکسال از زندگیمون بگزره اونام با اوضاع کنار میان همه چیو قبول میکنن مام برمیگردیم
-مطمئنی؟
+اره مطمئن باش
romangram.com | @romangram_com