#گودبای_تهران_پارت_167

-حتما

با لبخند پلکشو به معنی باشه بازو بسته کردو رفت

اروم رفتم تو....رو تخت دراز کشیده بود چشماشو بسته بود

اشکام روون شدن....نزدیک بود الکی الکی از دست بدمش

مگه کی تصادف کردی که همه کارات انجام شدسو من اخرش رسیدم؟

رفتم کنارش رو صندلی نشستم

سرمو گذاشتم رو سینش گوشامو تیز کردم تا صدای قلبشو بشنوم

و شنیدم!

هربار که صدای تپش قلبشو شنیدم گفتم خدایا شکرت

+نازنین

سریع سرمو اوردم بالا

اشکامو با دستم پاک کردم

چشماشو باز کرده بود


romangram.com | @romangram_com