#گودبای_تهران_پارت_166
پرستار: طبقه دوم اخره راه رو دست راست اتاق ۲۰۱
سریع دوییدم
تند تند از پله میرفتم بالا به همه تنه میزدم
۲۰۳....۲۰۲....۲۰۱
خودشه ۲۰۱
اومدم بپرم تو اتاق ک ی پرستار اومد بیرون
گفتم: حالش چطوره
فهمید خیلی بهم ربختم گفت: ارامشتو حفظ کن عزیزم چیزی نیست فقط دستش یکم ضرب دیده و خراش برداشته وگرنه سالمه
ی نفس عمیق کشیدم
با گریه گفتم: همین؟
پرستار: اره عزیزم اره اروم باش
-میتونم ببینمش؟
پرستار: فقط قول بده ارامششو بهم نزنی بزار بخوابه
romangram.com | @romangram_com