#گودبای_تهران_پارت_168
با گریه ایی که میخواستم کنترلش کنم گفتم: چه بلایی بود که سره خودت اوردی
+خوبم چیزی نیست
-کی تصادف کردی؟باکی تصادف کردی
+دِ هَ.....سرمو بردی با این صدای جیغت
دستمالم گرفتم جلو دماغم تا بی صدا اشکام روون شن
خودش گفت: من پشت فرمون نبودم
-پس کی بود؟
+ی دختره احمق
پوزخند نشست رو لبم : چه جالب تو جلسه های کاریتون دخترم بوده
بی توجه ب حرفم گفت: فکر میکنم نزدیکای ۱۰ و نیم یازده تصادف کردیم
نزدیک سه ساعت پیش!
romangram.com | @romangram_com