#گودبای_تهران_پارت_156

با اخم زل زد بهم

گفتم: ببخشید

سیاوش: بیا اینجا کارت دارم

رفتم پیشش گفتم: ببخشید

+نمیخوام تهدید کنم چون خودت میدونی چیکارت میکنم اگ ببینم باز اینکارو تکرار میکنی بازم تاکید میکنم تا زمانی ک باهاش عقد نکردی حق نداری زیاد باهاش صمیمی بشی چون این رابطه الان فقط در حد حرفه

-فهمیدم ببخشید

+من دارم میرم بیرون شب تا دیروقتم نمیام

سریع تیز شدم

گفتم: کجا؟

با چشمای سبزش ی جوری زل زد تو چشمامو گفت: ی مسئله کاریه

دلم میخواست احساس واقعیمه نشون بدم اما ترس ابروم جلوی خانواده امیررضا مانع شد



فقط با لبخند گفتم : مسئله کاریت خوش بگزره


romangram.com | @romangram_com