#گودبای_تهران_پارت_154
-خواهر برادری خوب گرم گرفتین
امیررضا با شیطنت گفت: تو اگه بیای خب زن و شوهر توری گرم میگیریم
-نه حاجی دلم نمیاد این خلوته خواهر برادریو از بین ببرم
امیررضا خندید ، هستی زیاد به شوخیای ما محل نداد
-یالا
امیررضا با تعجب گفت: جونم؟
-خرجی میخوام
ساعتشو نگاه کردو گفت: برو یک هفته و ۷ ساعت دیگه بیا ی فکر به حالت بکنم
با خنده گفتم: عوضیییی
اونم خندید
-بابا تخمه هامونو تموم نکنید گرونه پول نداریم
امیررضا: گریه نتون جیجلم خودم میخلم دوباله
-اها همون یک هفته و ۷ ساعته دیگه نه؟
romangram.com | @romangram_com