#گناه_من_رسوایی_نیست_پارت_176
- مطمئن ید که می خواین رضایت بدید.
مامان به جای من جواب داد"بله" شاید بیچاره می ترسید من رضایت ندم.
- پس بیاین اینجا رو امضا کنیم.
- به امید خدا کی ازاد میشه؟
مامور پلیس نگاه متعجبی بههردومون می ندازه و میگه :
- ازاد شه! ولی جرم ایشون به قوت خودش باقیه ، ادم ربایی جرم اجتماعی محسوب میشه با رضایت شاکی بازم مراحل قانونی باید طی شه.
- اونوقت حکمش چی میشه؟
این سوال و مامان با تردید پرسید.
- بین 5 تا 15 سال حبس داره.بستگی به توضیحات شما و نظر قاضی داره.
با تعجب اب دهانم رو قورت دادم و نفس سختی کشیدم.حال مامانم بهتر از من نبود.با خداحافظی کوتاهی از کلانتری بیرون اومدیم.
- حالا جواب دایی و زندایی تو چی بدیم؟
- مامان جان ما مسئول رفتار غلط شایان نیستیم.
- می دونم اما اونافامیلن
- وقتی به ما بد کردن ما فامیلشون نبودیم.من که اصلا" ناراحت نیستم ، شایان داره تاوان کار اشتباه خودش و میده ،
- فکر میکنی زنداییتم همین فکر وکنه.
- بهش فکر نکنید.
- چی بگم.
به خونه که رسیدیم ، پریا رو منتظر دیدم که با سرعت خودشو بهمون رسوند و توضیح می خواست ، قبل از هر چیزی اوید و بغل می کنم و سخت به
خودم فشار می دم ، دلم واقعا" براش تنگ شده ، تحمل یه روز زندگی بی اون واسم مشکله.
با اعتراض پریا اوید و از خودم جدا می کنم.
و شروع به توضیح حرفای زده شده و اتفات پیش اومده می کنم.پریا وقتی اطلاعات لازم و به دست میاره ، با گفتن حقشه دست اوید و می گیره و به
حیاط می بره ، اونم مثل من حسابی به اوید وابسته شده .
صدای زنگ در خاتمه ی بحث بین من و مامان میشه .ازجام بلند میشم که ببینم کیه؟چهره ی مغموم و گرفته زندایی باعث میشه بهم استرس وارد
شه.فکر میکردم اومده واسه باز خواست و عدا ، اما حرفاش باعث شد بفهمم اشتباه کردم.
- به خدا شرمندتونم ، قبول دارم خیلی از دستت دلخور بودم
روی صحبتش با مامان بود.
romangram.com | @romangram_com