#گناه_من_رسوایی_نیست_پارت_162

- اخه من دفتر چه ام گم شده.

- تاچند لحظه پیش فراموش کرده بودید حالا گم شده؟!

- از بس حولم می کنید گیج شدم و گرنه همون فراموش کردم

- ببین دختر جان من که از حالت می فهمم دردت چیه؟ بهتره خودت بری.

- یعنی چی یکم برخورد با مشتری رو یاد بگیرید.اگه ما نباشیم که شما...

- اینجا چه خبره؟

به امیرسام که با تعجب به بحث بالا گرفته ی من و اون دختره نگاه می کردم نگاهی انداختم و خواستم حرف بزنم که دختر با لحن اغواکننده و صدایی

کشیده شروع به صحبت کرد.

- سلام خسته نباشی اقای دکتر.

به دستش اشاره کرد و ادامه داد :

- همین طور که می بینید دستام توی گچه و به شدت درد دارم.متاسفانه فراموش کردم دفترچه مو بیارم اخه اینجا مهمونم.فقط چند تا مسکن می

خوام.

- متاسفم بدون نسخه امکانش نیست.

مظلومانه گفت تکلیف منو دردام چیه؟

- تکلیف شما مشخصه.می رید مطب یه دکتر ویزیت ازاد می دید و نسخه تو بیارید بنده در خدمتم. مطمئنا" اونقدر درد دارید که حاضر شید پول ویزیت

دکتر بدید درسته؟

- واقعا" متاسفم براتون .این دستامو نمی بینید

ودر حالیکه از شدت عصبانیت قرمز شده بود .متوجه حرکاتش نبود دستاشو به شدت بالا اورد و تکون داد.بی هیچ مشکلی.

- مثل اینکه دستتون خوب شد.

دختر که دیگه می دونست بند وحسابی اب داده از در خارج شد و با سرعت از داروخانه دور.

به مسیر نگاه رفتنش خیره شده بودم که با صدای امیرسام به خودم اومدم

- با این قیافه ی تابلوش فکر میکنه نمی فهمیم اعتیاد داره.

- اره واقعا".اعتیاد بد دردیه گناه داشت ولی ...

- ولی نداره خودش انتخاب کرده.

- شاید شرایطش بد بوده؟

- هر چقدربد دلیلی نمیشه انسان سلامتی خودش و به خطر بندازه.

romangram.com | @romangram_com