#گناه_من_رسوایی_نیست_پارت_139


لرززش محسوس صداش...انکار ناپذیر بود..حالت چشماشو میدیدم که دوخته به دهان شایان دنبال یک کلمه بود...شایان امروز دروغ میگه...اما کلام

اخر شایا خواستهی پیر مرد ودود میکنه

- من بد کردم وحالام حاضرم جبران کنم

. . : : این کتاب توسط کتابخانه ی مجازی نودهشتیا (www.98ia.com) ساخته و منتشر شده است : : .

نگاه از شایان می گیرم در انتظارواکنش احتمالی اقا جون ...بهش نگاه میکنم...نگاهش خشمگین ...چشمای عصبیشو بین من وشایان به گردش در

میاره...عصاش شل میشه وازدستش رها روی همون صندلی که کنارش ایستاده بود میشینه...فکرمی کنم می خواد سکوت کنه...اما صدای فریادش

تنمو می لرزونه...

- این مسخره بازیا چی بود؟ این جار زدن چیه ؟ یه کلا میومدید پیش خودم...همه چیز و درست میکردم

حالم داشت از حرفاش بهم می خورد...صدای منم عصبی بلند بود شاید به پای فریاد اون نمی رسید...اما...واسه توبیخ این مرد خودخواه لازم بود

- تا اونجاییکه یادمه واسه من این قانون نبود...طبل رسوایی من وبد بلند جار زدید

- اونیکه جار زد خودت بودی دختر...

- من خوب اگه سکوت میکردی کسی نمی فهمید

- مثل اینکه هنوزم نفهمیدید نوه اتون داشت چی تعریف میکرد...اون این همه بازی کرد که رسوا کنه...اونوقت چطور می شد که سکوت

کرد...اصلا"مگه ما حرفی زدیم...حرفها دونه دونه پخش شدن...یادتون که نرفته کجا داریم زندگی می کنیم...تو این شهر کوچیک بهم خوردن مراسم

خواستگاری ام با هزار توضیح وتفسیر وقضاوت دهان به دهان تو زبونا می چرخه ... حالا وای به حال منو حالم

چشم تو چشم با ادمی که حالا که فکر می کردمم از شایانم بیشتر ازش زده میشدم...لرزش دستاش نشون میداد حال خوبی نداره...اما باز داشت

تلاش میکرد که بگه...دفاع کنی از حقی که حقش نبود

- شما دو تا بچه ابروی منو بردید اون زمان گذاشتم به پای بچگیتون حالا چی بگم؟ چطور تو این شهر سر بلند کنم؟

جمله ی اخر وبانعره بیان کرد...

- یکی نمی خواد توضیح بده چرا شایان الان یادش اومده چی سر پرین اورده؟

حرف پریا باعث شد باز نگاه ها به شایان دوخته شه...

وشایان توضیح داد واز دردش حرف زد...دردی که حتی باعث سکوت اقاجون شد...اما همین مشکلشم حالمو بهم میزد...باز یه خودخواهی دیگه ...

حتی اگه اوید می تونست کمک کنه...من این اجازه رو نمیدادم...اما می دونستم اوید حتی شرایطشو نداره...شایان گفت oمنفی نیاز داره...پس اوید

هیچ کمکی نبودبراش...گروه خونی اوید فرق داشت اما یادمه گروه خونی بچه خودم oمنفی بود تو پرونده ی دادگاهم بهش اشاره شده بود...در هین

توضیحات شایان اشاره های مامان ومی دیدم که اصرار داشت از هویت اوید بگم...اما من اون لحظه شدم ادم خودخواه...همه یه عمر خودخواهانه ازم


romangram.com | @romangram_com