#گلشیفته_پارت_98
بگو وقتی خیره ات میشوم
سرشان به کار خودشان باشد
نه که فکر کنی خجالتی هستما..نه
حواسم نیست عاشقت میشوم..
هانی_اه..حسام برو دیگه.
حسام در حالیکه با تعجب هانی رو نگاه میکرد گفت_احیانا که فکر نمیکنی بتونم تو ترافیک پرواز کنم ها؟
هانی_هوو چقد غر میزنی تو؟خب حوصلم سر رفت.
_تو که بیشتر غر میزنی.خب ترافیکه دیگه.ما چکار کنیم تو میخوای شوهرت و غافلگیر کنی؟
هانی_یه کلوم از ماشین عروس.میشه تو ساکت شی؟
حسام_هوی..چکار گلی داری؟اصلا برمیگردما؟
لبخند حرص دراری واسه هانی زدم و رو به حسام گفتم_مرسی عزیزم..
هانی چشماش و لوچ کرد و گفت_اییش...
امروز هانی میخواست مثلا فرید و سوپرایزش کنه..تولدش بود..کیک خریده بود و منو هم بزور اورد که بریم شرکت..اه که چقد از این جلف بازیا بدم میاد.
حسام مارو در شرکت پیاده کرد و هانی رو به حسام گفت؟تو نمیای؟
حسام_بیام چکار کنم؟تو جو زده ای من که نیستم.
هانی_حسام تو چند وقته چته؟چرا اعصاب نداری؟
حسام_هانی حوصله ندارم.میری یا نه؟
هانی_اه..بد اخلاق..بد بخت از زنت..
romangram.com | @romangram_com