#گلشیفته_پارت_97
وای خدا منو امیر تنها اینجا چه غلطی بکنم..چرا نمیرم چرا پاهام قفل شدن..چرا قلبم تند میزنهچرا امیر خنده هاش شیطونه چرا داره میاد جلو.من تو کنج دیوار ایستاده بودم اب گلوم و قورت دادم..میومد جلو بوی عطرش وحشتناک تو بینیم پیچید..داشتم هوایی میشدم..یه گردنبند بند مشکی تو گردنش بود با هم هیچ فاصله ای نداشتیم همش یه کف دست.
یه دستش و به دیوار کنار صورتم چسبوند و تو یه دستش دوش باز بود..
صدای قلبم تو حموم اکو انداخته بود..خدا از هیجان زیاد الان جیغ میزنم..الان من خوشحالم دیگه نه؟
امیر سام تو چشمام نگاه کرد و همه اجزای صورتم و از نظر گذروند و گفت_تو چنگ منی جوجو..میخوای چطور فرار کنی..دوست داری یه لقمت کنم؟
تو چشماش خیره بودم لبخند شیطونی اومد رو لبش و گفت_من حسودم..خیلی هم حسودم..اونقدر که نمیذارم هیچکس به حریم من نزدیک بشه..حریم من یعنی چیزایی که مال منن..که نفسم براشون میره که میبرم نفسی رو که بخواد واسه نفسم همنفس بشه..
دستش و گذاشت رو پهلوم.تنم داغ شد از گرمای دستش..نفساش تند شده بود..حالم داشت خراب میشد..صورتم داغ از حرارت عشق بود..عطش داشتم ..عطش عشقی که تو سینم بود چرا امیر اینجوری میکنه؟یعنی چی؟نفسش یعنی من؟وای خدا...
چشماش و به لبای سرخ از رژم دوخت..یه نگاه خیره بهم انداخت و دستش و از رو پهلوم برداشت و کشید رو لبام و گفت_دیگه نزن..جذابت میکنه..دوست ندارم..
داغ بودم..داغ تر شدم..خدایا امیر چشه؟چرا اینطور میکنه؟چرا نمیفهمه دل من جنبه نداره؟
تو چشماش غرق شدم که احساس کردم سر تاپام خیس شد..خیس از اب یخ..
امیر سام دوش و گرفته بود روم..کاشکی بدونه چقد ارومم کرد ..هم با حرفاش هم با ریختن اب رو تن داغم..
خوب که خیس شدم اومد عقب و پوزخند زد و گفت_دوست دارم معیارت و بجز خوش هیکلی بدونم چیه؟روشون فکر کن..
اینو و گفت و زد بیرون..چرا امیر داره منو دیوونه میکنه..چرا من انقد بی جنبم..چرا خشکم زده بود..
دوش گرفتم و اومدم بیرون.فرید و هانی رفته بودن بیرون و من و با داداش بی ظرفیتش تنها گذاشته بود..خاله اومده بود و خبری از امیر سام نبود..
رفتم تو اتاقم و همونجا موندم..وای من دیگه روم نمیشه امیر و نگاه کنم..
شب قبل از خواب پیامش و فرستاد..بچه پرو چه روشم شد..نوشته بود..
چشم هایت را بگو نگاهم نکنند
romangram.com | @romangram_com