#گلشیفته_پارت_94
امیر سام_نه دیگه تموم شد..واسه منم بیار..
هانیه ماهیتابه رو گذاشت سر میز و یه نون گذاشت زیرش و گفت_اینجوری بیشتر میچسبه.
امیر سام_اینجوری بیشتر میچسبه یا حال نداری ظرف بشوری ؟
هانیه_هردوش.
هانی نشسته بود کنارم و امیر سام هم این طرفم نشسته بود.
امیر سام_الان فرید میاد.
هانیه_میدونم.
امیر سام_خب غلط کرده.مگه این کارو زندگی نداره همش اینجا پلاسه؟
هانیه پشت چشم نازک کرد و گفت_کار و زندگیش منم دیگه.
امیر لیمو ترش و پرت کرد تو صورت هانی و گفت_خاک تو سرت یه حیایی..یه چیزی..مثلا داداشتما..بزنم لهت کنم.
فرید_جرات نداری؟
امیر سام_این خونه در و پیکر نداره تو همینجوری سرت و میندازی میای تو؟شاید من لباس تنم نیست؟
فرید نشست کنار هانیه و گفت_در و پیکر این خونه بروی من همیشه بازه.بهتر عزیزم..از این به بعد بی خبر میام.
بعد رو کرد به هانی و گفت_خوبی خانم؟
هانیه سرخ شد و گفت_مرسی.تو خوبی؟
امیر عصبی گفت_هانی پاشو بیا اینور..هی لندهور بیا بشین پیش من..
فرید خونسرد گفت_زنمه اختیارش و دارم..بعدم زن خوشگلمو ول کنم بیام پیش تو سیبیلو..
وای خدا امیر سام که سبیل نداره یه ته ریش جذاب داره..
romangram.com | @romangram_com