#گلشیفته_پارت_83

با تعجب برگشتم عقب كه با چشماي به خون نشسته اميرسام روبرو شدم..خدايا فقط اين و كم داشتم..

با لكنت و بريده بريده گفتم_امي..امير..من

كه سيلي داغ امير نشست رو گونم و صورتم يه ور شد..





هميشه سخت ترين سيلي رو از كسي ميخوري كه يه روزي بهترين نوازشگرت بود...

من..من از امیر از امیر خودم سیلی خوردم..

امیر با نفس های عصبی و صورت سرخ شده گفت_دیدی اشتباه نمیکردم..دیدی..فکر نمیکردم هیچ وقت همچین روزی رو ببینم..تو ..تو گلی تموم تصوراتم و خراب کردی..همه چی رو خراب کردی..

هانی_امیر چی میگی؟چرا از این اقا پسر نمیپرسی اینجا چه غلطی میکنه؟چرا یه طرفه به قاضی میری؟

امیر سام_هه..همین اقا پسر خودش منو خبر کرد که بیام اینجا و چیزی رو ببینم که حاضر بودم واسه غلط بودنش سر جونم شرط ببندم..ولی..

من زبونم قفل شده بود و بغض به گلوم بود یه توپه گنده راه نفسم و گرفته بود یه چیزی سر قلبم نشسته بود که داشت باورهام و خراب میکرد..کاشکی تو این همه ناباوری فقط اون منو باور میکرد...

هانی رو به فرشاد گفت_چرا بهش نمیگی داری عذابش میدی؟چرا نمیگی هیچی بینتون نیست؟

فرشاد پوزخند زد و گفت_چی دروغه..اینکه من نامزد داشتم ..اینکه نامزدم و دوسش داشتم و عاشقش بودم اینکه نامزدم مریم دوست خودش بود اینکه بهم نخ داد و منو از عشقم دور کرد..این خانم محترم اومد سر راه نامزد دوستش و منو عاشق خودش کرد و بعد زد زیر همه چی..اصلا فکر کنم اینکارست..من فقط خواستم بدونید کی و تو خونتون راه دادید..من مریم و دوست داشتم ولی ایشون همه چی رو خراب کرد..

با دهن باز زل زده بودم به فرشاد اون چی داشت واسه خودش میگفت با ترس زل زدم به امیر ..نه امیر باور نکن..چرندیاتش و باور نکن..اون میخواد همه چی رو خراب کنه..امیر دروغه..

ولی دهنم باز نشد ..نتونستم هانی گفت_خیلی عوضی هستی ..تو اگه مریم و دوست داشتی عاشق هرکی که بهت میخندید نمیشدی..از باباش چقد گرفتی؟کمت بود..

من فقط نگام به چشمای پراز سرزنش امیر سام بود نگاهی که دیگه توشعشق نبود علاقه نبود محبت نبود حمایت نبود بجاش پر از خشم و نفرت و عصبانیت بود..هیچی مهم نبود دروغای شاخ دار فرشاد مهم نبود حمایتای هانی مهم نبود نگاه زل زده مردم مهم نبود صدای ممتد بوق ماشینا مهم نبود..مهم فقط و فقط امیر و حس پر از نفرتش بود..امیر غمگین بود عصبانی بود و مخلوط غم و عصبانیت چی میشه..






romangram.com | @romangram_com