#گلشیفته_پارت_64

مريم_خداحافظ...

و قطع كرد.كاشكي بهش نميگفتم.هيچكس نميتونه حالش و درك كنه.

خاله واسه نهار زرشك پلو با مرغ سوخاري و سوپ درست كرد.بله ديگه داماد عزيز ميخواد بياد غذاي مورد علاقش و داره درست ميكنه.و يه خبر خوب كه ازمايشاشون خوب بود و هيچ مشكلي نيست.عصرم بايد بريم خريد.

همه اومده بودن و منتظر امير سام و فريد بوديم كه اونا هم اومدن.

من يه شلوار سفيد و بلوز سبز فسفري تنم بود و يه شال سفيد هم سرم كردم با صندلاي سفيد.

داشتم ميز و ميچيدم كه امير اومد كنارم.هروقت ميرفت شركت با تيپ رسمي و كت شلوار ميرفت.اخ كه من ميميرم واسه كت شلوار پوشيدنش..مرد و مردونه...

تو روياهاي خودم بودم كه امير كنار گوشم گفت_سوسكا رو پيدا كردي خانم موشه؟

برگشتم ديدم داره خبيثانه نگام ميكنه لبخند زدم و گفتم_اره اتفاقا ديدمشون سلام رسوندن. منم ادرس اتاق تو رو بهشون دادم.

امير سام خنديد و با لحن خاصي گفت_خانم كوچولو...منو از سوسك نترسون...اژدها هم بفرستي به جنگ من..نابودشون ميكنم فقط...فقط بخاطر تو.

لبخندم ماسيد رو لبم.قلبم به طپش افتاد.صورتم موجي از گرما و حرارت نصيبش شد.اخ كه ميميرم برات امير...

همه اومدن سر ميز و وقت واسه نگاه هاي عاشقونه نشد.

به فريد سلام كردم كه گفت_گلي..واست شكلات تلخ خريدم كه دوست داري.

من فقط شكلاتايي كه امير واسم ميخريد و دوست داشتم فكركنم مزش فرق ميكرد..طعم عشق ميداد.

_مرسي فريد..ولي اميرسام واسم تازه خريده. كلي دارم.يه جعبه بزرگ.

فريد_از كي تا حالا امير خان...اون جعيه خوشگله كه پريشب ديوونمون كردي تا پيداش كرديم؟

احساس كردم امير يكم معذبه واسه همين گفتم_مرسي فريد ولي بهتره بدي به نامزد نامردت.

فريد_واسه اون شيرينش و خريدم.

هاني_خوبه والا لگد ميخوريم نامردم ميشيم.


romangram.com | @romangram_com