#گلشیفته_پارت_54
یه چند لحظه سکوت کردیم که گفتم_من یه نقشه دارم.
هردوشون با تعجب نگام میکردن که هانی گفت_خب کاراگاه گجت نقشه چیه؟
_خب ..ما باید فرشاد و امتحانش کنیم.
مریم با تردید نگام کرد گفت_می خوای چکار کنی؟
_ببین مریم تو میتونی قبول نکنی ولی به نظرم اینجوری خیالت راحته .هر چند که من از الان جوابش و میدونم.
مریم به فنجونش خیره شده بود و داشت فکر میکرد و بعد اروم گفت_بگو گلی..
یه نگاه به هانی و بعد رو به مریم گفتم_ببینید ما باید فرشاد و امتحان کنیم.نقشه سادست.ما سه تا دو سه دفعه میریم پیش فرشاد و من تو این دیدارها بهش نخ میدم اگه وا داد که تمومه اگه نه که وارد فاز بعدی میشیم.البته من اول هانی و انتخاب کرده بودم ولی با حضور فرید خان دیگه نمیشه.
هانی_خب فاز بعدی چیه؟
_خب اگه نخ و گرفت که دیگه تمومه اگه نه که باید بابات وارد عمل بشه.باید بهش پیشنهاد یه پول کلون و در برابر تو بده.اگه قبول کرد که هیچی اگه نه که
مبارکه دیگه.
هانی_گلی مطمئنی.یه دفعه به خودت گیر نده و اذیتت نکنه.
_بیخود میکنه.نمیذارم زیاد طول بکشه تو چند جلسه تمومش میکنم.
مریم_اگه..اگه..اومد طرفت..
یه دفعه بغضش ترکید و با گریه گفت_نفرینش میکنم.
و زد زیر گریه.اخ خدا چقد خیانت دیدن سخته.خدایا هرچی خودت صلاح میدونی.
تو راه برگشت با تاکسی منو هانی تو فکر بودیم و مریم از اونور رفت پیش فرشاد.جزو نقشه بود که بره و مثلا باهاش اشتی کنه.هانی عصبانی و ابروهاش گره کرده بود.میدونستم واسه مریم ناراحته.حق داشت منم دست کمی از اون نداشتم.تا رسیدیم خونه هیچ حرف نزدیم.خاله فهمید اعصلب نداریم هی پیله کرد چمونه ما هم هیچی نگفتیم.لباسام و عوض کردم و کمک خاله شام درست کردم.حسام زنگ زد و گفت واسه شام نمیاد.ور پریده معلوم نیست داره چکار میکنه؟
romangram.com | @romangram_com