#گلشیفته_پارت_125
همانطور که به زیبایی تو خیره شدم..با خود اندیشیدم
ایا هرگز فرشته ای به این زیبایی را دیده ام که در ارتفاعی چنین پایین پرواز کند..
اخ خدا..غرق خوشی شدم..نمیدونی تعریف زیبایی از زبون کسی که دوسش داری چه صفایی داره..هنوز تو رویای شیرینم بودم که دیدم یه نفر همینطور پشت سر هم چند تا پیام واسم فرستاد..
با ذوق اول فکر کردم امیر سامه..ولی نگاه که کردم دیدم هانی بود..نگاه چی نوشته..یکی یکی بازشون کردم..
1.اگر عاشق شدی در شهر غربت..سوار خر بشو برگرد ولایت..
2.یه مهندس مکانیک با یه مهندس کشاورزی با هم ازدواج میکنند بچشون میشه..تراکتور..هه..هه..هه
3.مهم نیست که قشنگ نیستی..قشنگ اینکه مهم نیستی..
4.زن داداش چیست؟مارمولکی موذی و خطرناک است که به طور مرموزی نظم خانواده را بهم میزند..در حالیکه معتقد است منشا تمام مشکلات خواهر شوهر است..
5.چطوری زن داداش..تو اتاق داداش من چکار میکردی؟ها..ناقلا؟
وای خدا..دختره دیوونه..این مگه نخوابید..واسش اس زدم..فردا بهت میگم مارمولک..
امشب قراره با بچه ها بریم هیئت..
2 ماه از اون شب میگذره..حسام تا یه مدت خیلی تو خودش بود ولی امیر سام نگذاشت تو اون حالت بمونه..بردش شرکت خودش و اونجا مشغولش کرد..از موقعی که رفته سرکار خیلی بهتر شده..دوباره داره مثل سابق میشه..رابطش با فروغ کاملا تموم شد و اینطور که شنیدم فروغ به اولین خواستگارش جواب مثبت دادو دقیقا ده روز بعد از بهم خوردن رابطش با حسام نامزد کرد..اولش حسام که فهمید خیلی بهم ریخت ولی بعدش که اروم شد گفت_اگه عاشق بود ده سال صبر میکرد نه ده روز..اون لیاقت عشق منو نداشت..
امیر سام تو این مدت دوسه بار ترتیب سفر یه روزه رو داد که خیلی تو تغییر روحیه حسام تاثیر داشت..اصلا تنهاش نمیذاریم که دوباره فکر و خیال نکنه..این ترم درسش تموم میشه و قراره کاملا تو شرکت بمونه..
رابطه من و امیر سام خوبه..همونجوریه..فقط ..فقط احساس میکنم خیلی کلافه است..خیلی..و یه چیز بدتر دیگه...رفت و امد زیاد فتانه تو این خونه است..
عید امسال چون مصادف با محرم و صفر شد ما هم دل و دماغ مسافرت و نداشتیم و جایی نرفتیم..محرم که میشه امیر یک ماه و کامل سیاه میپوشه..
امشبم شب عاشوراست و هیئت محل زنجیر زنی داره و شام غریبان..
romangram.com | @romangram_com