#گلشیفته_پارت_111
امیر خیره به هانی یه اخم بین ابروهاش نشسته بود..
هانی رو به خاله گفت_راستش مامان فرید میخواست باهاتون صحبت کنه راجب فربد
خاله _واسه کی؟
هانی_گلی دیگه مامان..
غذا پرید تو گلوم..هانی واسم یه لیوان اب ریخت و داد دستم ..ابخوردم ولی چشمم به امیر افتاد که دست از غذا خوردن کشیده بود و دستاش و مشت کرده بود و به میز خیره بود..
خاله_تا الان هرکی واسه گلی حرفی زده ما ردش کردیم چون بچه بوده ولی از الان به بعد اول نظر خودش مهمه..هرچند که بعد از اون بازم مشکلات دیگه ای هست ولی اول نظر خود گلشیفته مهمه..ما هم حمایتش میکنیم..
نگام به هانی افتاد ..چرا این حرف و زد اون که از احساس من خبر داره..
هانی با خنده گفت_گلی جون نظرت چیه؟تروخدا قبول کن بیا با هم جاری بشیم حال این دوتا برادر و بگیریم..
این هانی هم دیوونه شده ها؟خیره به هانی بودم که فرید گفت_فربد دوستت داره...
امیر داشت هر لحظه سرخ تر میشد و نفساش تند تر و نامنظم..چرا اینجوری شد..نباید امیر و ناراحت کنم..حوصله یه بامبول دیگه رو ندارم.
هانی_با تواما گلی..چقد ناز میکنی..یه حرفی بزن خب..
اب دهنم و قورت دادم و نگام به قیافه عصبی امیر سام افتاد ..
_فربد پسر خوبیه..ولی ..ولی بدرد من نمیخوره..ببخشید فرید ولی بحث زندگیمه..
یه ببخشید گفتم و رفتم تو اتاقم.
اعصابم از دست هانی خط خطی بود..اونکه از همه چی خبر داشت دیگه چرا ؟اونکه از علاقه من و از حرکات امیر سام پی به علاقش برده بود..پس چش بود..داشتم عصبی تو اتاقم رژه میرفتم که در اتاق باز شد و هانی اومد داخل..خیلی ریلکس و لبخند به لب اومد و نشست رو صندلی میز ارایش...
با اخم نگاش کردم و گفتم_میشه بگی این چه غلطی بود که کردی؟
با لبخند گفت_کدوم غلط؟
_هانی چرا اینجوری میکنی؟تو دیگه چرا؟تو که میدونی من عاشق داداش اخموت شدم؟تو که میدونی به پسرای اطراف من حساسه؟بعدم من خیلی از فربد خوشم میاد بیام زنشم بشم؟
romangram.com | @romangram_com