#گل‌های_باغ_سردار_پارت_562

- کار نقل و انتقال کارخونه چه‌طور پیش میره؟

داریوش نگاهی به پدرش انداخت. از اینکه شقایق مثل یک رئیس از او بازخواست می‌کرد عصبانی بود؛ اما همایون‌خان با یک اشاره چشم، از او خواست خونسرد باشد داریوش توضیح داد:

- همون‌طور که میدونی قسمت اول پول، بدون مشکل واریز شده بود و قسمت دوم هم بیستم همین ماه، یعنی چهار روز پیش به حساب تو ریخته شده. خریدارها هم همون‌طور که خودت می‌دونی، مرحله به مرحله کارخونه رو تحویل می‌گیرن. چند تا ملکی که به نام تو بود هم به خریدارهای خوبی واگذار شد. رسولی توی این مدت ناظر همه کارها بوده.

شقایق می‌دانست که داریوش از بودن رسولی وکیل، در تمام معامله ها دلخور است؛ اما به روی خود نیاورد و از آقای بزرگ‌منش پرسید:

- عمو فریدون شما چی‌کار کردید؟

فریدون‌خان که منتظر همین سؤال بود گفت:

- با نظارت وکیل، سهم هر کس به حسابش ریخته شده. هم مرحله اول که خودت در جریان بودی و هم مرحله دوم که وکیل تمام کارها رو انجام داد. البته حساب‌ها و مبالغ معلوم بود و ما فقط حواله‌ها رو صادر کردیم که وکیل، اون‌ها رو به امضای شما رسوند. در مورد املاک هم هرکدوم که فروش میره، بلافاصله سهم هر کس به حسابش واریز میشه.

شقایق: ممنون خسته نباشید. حالا اجازه بدید در مورد موضوعی که به خاطرش خواستم این‌جا جمع بشید صحبت کنم.


romangram.com | @romangram_com